از لقمه‌ای که به احترام همکلاسی‌ها نخورده شد تا اشک‌های روضه؛ روایت زندگی دو شهید دانش‌آموز شجره طیبه +فیلم

هرمزگان - مدرسه شجره طیبه میناب در جریان حمله آمریکا به ایران هدف حمله قرار گرفت و شماری از دانش‌آموزان آن به شهادت رسیدند؛ پدر و مادر دو تن از این دانش‌آموزان، از کودکانی می‌گویند که یکی از سر همدلی غذای خود را با همکلاسی‌های کم‌برخوردارش تقسیم می‌کرد و دیگری با وجود روحیه بازیگوش، دلبستگی عمیقی به روضه امام حسین(ع) و حضرت رقیه(س) داشت.

به گزارش خبرنگار تجارت جنوب آنلاین از هرمزگان، مدرسه «شجره طیبه» میناب که در جریان حمله آمریکا به ایران هدف حمله قرار گرفت، به صحنه یکی از تلخ‌ترین حوادث برای جامعه دانش‌آموزی تبدیل شد؛ حادثه‌ای که در پی آن شماری از دانش‌آموزان این مدرسه به شهادت رسیدند و خانواده‌هایی داغدار فرزندان خود شدند. اکنون روایت خانواده‌های این دانش‌آموزان، بخش مهمی از خاطرات و ویژگی‌های اخلاقی کودکانی است که پیش از آن حادثه، روزهای خود را در کلاس درس و حیاط مدرسه سپری می‌کردند.

پدر یکی از شهدای دانش‌آموز این مدرسه، در روایت خود از فرزندش «سبحان» گفت؛ پسری مهربان و خوش‌قلب که حساسیت ویژه‌ای نسبت به شرایط همکلاسی‌هایش داشت.

وی با اشاره به اینکه سبحان سال نخست تحصیل خود را در مدرسه خیان می‌گذراند، اظهار کرد: به دلیل شرایط موجود در آن مدرسه، تصمیم گرفتیم او را به مدرسه شجره طیبه منتقل کنیم.

پدر شهید ادامه داد: سبحان به دلیل روحیه مهربانی که داشت، حاضر نبود غذایی را که مادرش برای مدرسه می‌گذاشت، در مدرسه بخورد و آن را به خانه برمی‌گرداند. در روزهایی که مدرسه دوشیفته بود نیز ناهاری که مادرش برای او می‌گذاشت، دست‌نخورده به خانه بازمی‌گشت.

وی افزود: معلم سبحان چند بار با او صحبت کرده بود و حتی از او خواسته بود که غذایش را بخورد، اما در نهایت مدیر مدرسه با خانواده تماس گرفت و دلیل رفتار او را توضیح داد.

پدر شهید با بیان اینکه بعدها دلیل این رفتار فرزندش را فهمیده است، گفت: سبحان گفته بود وقتی سفره غذا باز می‌شود، بعضی از بچه‌های کلاس نمی‌توانند غذایی برای خوردن بیاورند. او می‌گفت چطور ممکن است من تنقلات بخورم و دوستانم نداشته باشند یا من میوه بخورم و آنها نداشته باشند؟

وی ادامه داد: وقتی متوجه شدیم این موضوع باعث ناراحتی سبحان می‌شود، تصمیم گرفتیم مدرسه او را تغییر دهیم و او را به شجره طیبه منتقل کردیم.

دختری بازیگوش با قلبی حساس

پدر نیز در ادامه از دخترش گفت؛ دختری که به گفته پدر، بسیار بازیگوش بود و علاقه چندانی به درس نداشت، اما روحیه‌ای متفاوت و حسی قوی داشت.

او گفت: دخترم بسیار بازیگوش بود و اصلاً علاقه زیادی به درس نداشت، اما حس ششم بسیار قوی داشت و ما برای اینکه این ویژگی او چندان در میان فامیل مطرح نشود، سعی می‌کردیم آن را پنهان کنیم.

پدر شهید در ادامه به کلیپی از دخترش اشاره کرد که در آن درباره حضور خود و دوستانش در یک مراسم و سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» صحبت کرده بود و گفت: این کلیپ را در اختیار داریم و دخترم در آن از خودش و دوستانش صحبت می‌کند.

وی با بغض و در عین حال با تأکید بر شکرگزاری، گفت: با وجود دلتنگی برای بچه‌ها و اینکه گاهی می‌آییم و با آنها درد دل می‌کنیم، اتفاقاتی در زندگی ما رخ داده که احساس می‌کنیم از سوی شهدا نشانه‌هایی دریافت می‌کنیم. من واقعاً خدا را برای این موضوع شکر می‌کنم.

روایت مادر از عشق دخترش به حضرت رقیه(س)

مادر این شهید دانش‌آموز همچنین خاطره‌ای از علاقه دخترش به عزاداری برای اهل‌بیت(ع) و به‌ویژه حضرت رقیه(س) روایت کرد.

او گفت: وقتی روضه امام حسین(ع) خوانده می‌شد، بچه‌ها بازی خود را در حیاط قطع می‌کردند و نزد من می‌آمدند. آن دو به قدری هنگام روضه گریه می‌کردند که اطرافیان فکر می‌کردند اتفاقی افتاده و حتی گاهی برای آرام کردنشان به آنها شکلات می‌دادند، اما بعد متوجه می‌شدند که گریه آنها به دلیل روضه است.

وی افزود: یک بار عروسکی را به نیت حضرت رقیه(س) برده بودند و ما نگران بودیم چگونه این موضوع را به دخترم بگوییم؛ چون می‌دانستیم ممکن است ناراحت شود. وقتی موضوع را به او گفتیم، پاسخ داد: «فدای سر حضرت رقیه.»

مادر شهید ادامه داد: این پاسخ دخترم برای ما بسیار جالب بود و خواهرم و یکی از دوستانمان نیز که در آنجا حضور داشتند، شاهد این ماجرا بودند.

او در بخش دیگری از سخنانش به خوابی که یکی از همسایگان پیش از شهادت دانش‌آموزان دیده بود اشاره کرد و گفت: پس از شهادت دخترم، یکی از همسایه‌ها به من گفت پیش از اینکه بچه‌ها شهید شوند، خواب دیده است که حضرت رقیه(س) دست یک نفر را گرفته و این محل را به او نشان داده است.

به گفته مادر شهید، در زمان آن خواب، محل مورد اشاره خالی بود و هنوز قبری در آن قسمت وجود نداشت؛ موضوعی که پس از شهادت فرزندش برای او معنای ویژه‌ای پیدا کرده است.

مدرسه شجره طیبه میناب امروز علاوه بر کارکرد آموزشی خود، به یادمان کودکانی تبدیل شده است که در جریان حمله آمریکا جان خود را از دست دادند. روایت خانواده‌های این دانش‌آموزان، تصویری از زندگی، شخصیت و دلبستگی‌های آنان پیش از حادثه ارائه می‌کند؛ از کودکی که غذای خود را به خاطر همکلاسی‌های کم‌برخوردارش نمی‌خورد تا دختری که با وجود بازیگوشی، دل‌بسته روضه امام حسین(ع) و حضرت رقیه(س) بود. این خاطرات، بخشی از روایت انسانی حادثه‌ای است که آثار آن برای خانواده‌ها و جامعه میناب همچنان باقی مانده است.