روزنه ای برای کاهش دردهای روانی زندگی

بندرعباس - فروید در تعامل با بیمارانش متوجه شد که بسیاری از بیماری‌­های روان-تنی افراد محصول انباشته شدن فشارهای روانی حاصل از تعامل با محیط بیرونی و برداشت فرد از آن موضوع می باشد.

بقلم: موسی جاودان | عضو هیات علمی دانشگاه هرمزگان | مدیر مسئول مجله روانشناسی تربیتی و تکاملی ایرانی

 

اغلب ما انسان ها در مسیر زندگی و در تعاملاتمان با دنیای بیرون و اطرافیان، فشارها، تعارض ها و ناکامی هایی را متحمل می شویم که می‌تواند غم، اندوه و خشم تخلیه نشده  ما را به انواع بیماری های جسمانی و روانی مختلفی مبتلا  کند! یکی از روش های درمانی که در سال ۱۸۹۵ توسط زیگموند فروید( Sigmund Freud )؛ عصب شناس، پزشک و روانکاو مشهور؛ ارائه شد، تخلیه هیجانی (catharsis )می باشد. فروید در تعامل با بیمارانش متوجه شد که بسیاری از بیماری­های روان-تنی افراد محصول انباشته شدن فشارهای روانی حاصل از تعامل با محیط بیرونی و برداشت فرد از آن موضوع می باشد. او در ادامه متوجه شد هنگامی که فرد نمی تواند فشارهای روانی وارد شده را تحمل کند، انباشت این فشارها به شکل های مختلفی، سلامت روان و جسم فرد را تحت تأثیر قرار می دهد که از جمله آن می توان به خواب های وحشتناک، اضطراب مزمن، تیک های عصبی، سردردهای مبهم، پرخاشگری، روی آوردن به مواد آرامبخش، ارتباط حساب نشده با جنس دیگر و تخریب اموال خصوصی و عمومی اشاره کرد. او در ادامه درمان بیمارانش متوجه شد سیستم روانی-جسمانی انسان برای رهایی از اضطراب ها و فشارهای روانی در راستای بقای و حیات، به طور ناخودآگاه مبتلا به چنین وضعیتی می شود که وی آن را تخلیه ناسالم و آسیب رسان نامید. فروید در ادامه درمان متوجه شد نحوه­ی حل این تعارض ها، توانایی فرد در کنار آمدن و مقابله کردن با فشارهای روانی، نقش مهمی در بهبودبخشی به احوال فرد دارد. به عبارت، اگر فرد فرصت مناسب و سالمی برای تخلیه این تعارض ها و عقده های حل نشده برایش فراهم شود، تا حدود زیادی این فشارها تقلیل می یابند و فرد احساس آرامش نسبی را تجربه می کند.

نیکولس و عرفان  (Nichols & Efran )(1985) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که عدم امکان تخلیه روانی باعث می شود به جای میل به حیات، بقا، تکامل، زندگی، شادمانی و شکوفایی؛ میل به نیستی، نابودی، پرخاشگری، جنگ خودکشی و دگرکشی  در چنین فضایی افزایش یابد؛ هنگامی که تمام تلاش فرد برای کاهش تنش در راستای بقا و حیات بی نتیجه بماند، غریزه مرگ فعال می گردد. همچنین، چول‌هان(Chulhan )(2015) بر این باور است که فشارهای روانی بیش از توان به مردم جامعه باعث بی رمقی، کم حوصلگی و تحلیل رفتن انرژی مردم آن سرزمین می گردد. فشارهای روانی پی در پی به مردم جامعه و عدم امکان اظهار نظر و انتقاد در جامع­ ای که اغلب از طریق احساسات، ترس و عواطف توده­ها کنترل می­شود، توان اندیشه، انرژی، انگیزه، آرامش و آسایش سایر افراد جامعه را نابود می کند و جامعه فرسود و افسرده ای را پرورش می دهد که آسیب های اجتماعی در آن فوران می کند بی آنکه اندکی وضعیت مردم را کسی درک کنند (جاودان، ۱۴۰۰).

 تصور کنید کودک نو ورودی به مدسه که هنوز توانایی کامل خواندن و نوشتن و درک شرایط آموزشی را کسب نکرده باشد، معلمش او را نسبت به اهمال در انجام تکالیف بازخواست کند و کسی هم در خانه نباشد که او را بدرستی راهنمایی کند و خانواده هنگامی که متوجه می شود او دچار ضعیف تحصیلی شده است فشارها را دو چندان می کند. ضمن اینکه فرصتی برای استفاده از همکلاسی های بهتر از خودش را ندارد. ناگفته پیداست، فشارهای روانی و عدم فرصت لازم برای تخلیه روانی دردهای روانی زیادی بر او تحمیل می کند. اکنون، نه تنها عشق و میلی به مدرسه ندارد بلکه از نظر روانی، عشق زندگی را از او می­گیرد و او را به فردی مضطرب، غمگین و اندوهگین تبدیل می کند که شاید در تمام مسیر زندگی احوالی روان آزرده داشته باشد.

 زمانی فردی که با هزاران آرزو شروع به تحصیل می کند و توفیق زیادی نصبیش می شود در بهترین دانشگاه ها تحصیل می کند، اما اکنون هر چه تلاش می کند نمی تواند شغل مناسبی به دست آورد. بناچار و برای گذاران زندگی و با بی میلی به شغلی که اصلا با علاقه و برنامه هایش ارتباطی ندارد روی می آورد، اما در آنجا نیز از سوی کارفرما تحقیر می گردد، حقوق مناسبی دریافت نمی کند و رفتارهای ناخوشایندی را تجربه می کند.

هر دو مورد بالا نیاز به حمایت خانوادگی و اجتماعی دارند و اگر جای آن برای افراد لازم التوجه خالی باشد، این فشارها رفته رفته افراد را از پای در می آورد. این افراد بعدا ممکن است همسر، پدر و مادر شوند. همسر و والدی که خود انبوهی از نگرانی دارند.

 در هر صورت اگر خانواده، مدرسه، نهادها، شرکت ها و جامعه فرصتی برای تخلیه روانی مناسب ذینفعان فراهم نکنند و فقط از دریچه دیدخود به تفسیر و تعبیر موضوعات بپردازند و اصرار داشته باشندکه دیگران آن طوری به دنیا نگاه کنند که فرد بالادست می خواهد، با مردمی مواجه خواهیم شد که به علت فشارهای روانی زیاد و عدم فرصت لازم برای تخلیه آن، روان رنجور، طغیانگر، تخریبگر و پر از عقده هستند. لذا، وقتی تحت فشار روانی تخلیه نشده هستیم، شبکه هایی از نورون  ها و سلول ها در مغز ما فعال می شوند و هرمون هایی ترشح می شود که رفتار پرخاشگرانه ما را فعال می کند که ممکن است این افکار خشمگین سرنوشت ما را تحت تأثیر قرار دهد و به زندگی ما ناخواسته آسیب وارد شود.

برای کاهش فشارهای روانی مسائل زیر را در سبک زندگی قرار دهیم:

ورزش را در برنامه همیشگی زندگی خود داشته باشیم؛ حتی یک پیاده روی کوتاه

رفتن به ساحل، کوه، دشت و جنگل را ار از گاهی در برنامه زندگی خود قرار دهیم

کارهای خود را برنامه ریزی نمائیم و زمان را مدیریت کنیم

هر وقت احساس کردیم نیاز به گریه داریم، گریه کنیم

با یک فرد متخصص و رازدار جهت راهنمایی گفتگو کنیم

یک سفر کوتاه را تدارک ببینیم

به موسیقی گوش بدهیم

اگر علاقه مند به هنر هستیم شعر، نقاشی و کارهای دستی را در برنامه زندگی داشته باشیم

در لحظه زندگی کنیم: هر کاری انجام می دهیم بر آن تمرکز کنیم

از افراد و احساسات منفی، دور شویم

خواب و استراحت کافی داشته باشیم

از تماشای صحنه ها و فیلم های خشونت آمیز دوری کنیم

به اخبار منفی، مرگ، جنگ، خشونت، خونریزی و کشت و کشتار کمتر توجه کنیم

به جای اخبار و فیلم های خشن به مشاهده فیلم ها و برنامه های طنز، علمی و ایده بخش بپردازیم

منابع :

جاودان، موسی (۱۴۰۰). روان­کشی: محصول بحران­های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه. نهمین همایش علمی پژوهشی علوم تربیتی و روانشناسی، آسیب های اجتماعی و فرهنگی ایران. انجمن توسعه و ترویج علوم و فنون بنیادین، تهران.

Nichols, M. P., & Efran, J. S. (1985). Catharsis in psychotherapy: A new perspective. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training, 22(1), 46–۵۸٫ https://doi.org/10.1037/h0088525

Print Friendly, PDF & Email