یادداشت؛

نگاهی به جشنواره فیلم ۱۲۰ ثانیه‌ای خیلج فارس؛ کدامین رقابت؟/ ادبیات کوچه و بازاری عوامل اجرایی جشنواره؛ چالشی جدی در مواجهه با نقدها

هرمزگان - نخستین جشنواره فیلم ۱۲۰ ثانیه‌ای خلیج فارس در شب ۱۸ خردادماه ۱۴۰۴ در بندرعباس آغاز شد. در این یادداشت، به اولین روز برگزاری جشنواره خواهیم پرداخت. بی‌تردید، هر جشنواره و برنامه‌ای نکات مثبت و منفی خود را دارد و نقدهایی به نحوه برگزاری آن وارد خواهد بود.

به گزارش تجارت جنوب آنلاین از هرمزگان، نخستین جشنواره فیلم ۱۲۰ ثانیه‌ای خلیج فارس در شب ۱۸ خردادماه ۱۴۰۴ در بندرعباس آغاز شد. در این یادداشت، به اولین روز برگزاری جشنواره خواهیم پرداخت. بی‌تردید، هر جشنواره و برنامه‌ای نکات مثبت و منفی خود را دارد و نقدهایی به نحوه برگزاری آن وارد خواهد بود.

در آغاز، بیایید به این بپردازیم که چرا این جشنواره اهمیت دارد. این جشنواره به این دلیل حائز اهمیت است که نام «خلیج فارس» را با خود به دوش می‌کشد و مستقیماً به موضوع خلیج فارس می‌پردازد؛ دریایی که برای ایران، «هویت» به شمار می‌رود و پرداختن به آن بسیار مهم و ضروری است.

جشنواره تا حد قابل قبولی با برنامه‌ریزی مناسب آغاز شد. البته تمدید مهلت ارسال آثار و زمان برگزاری اندکی طولانی شد، اما در مجموع کیفیت اجرا قابل قبول بود و تلاش‌های عوامل اجرایی مشهود است. مشخص است که تلاش شده جشنواره‌ای در خور نامش برگزار شود و بتواند جای خود را در میان جشنواره‌های معتبر باز کند.

از سوی دیگر، برگزاری این جشنواره، همان‌قدر که برای هویت ملی ما ارزشمند است، می‌تواند انگیزه‌ای برای فیلم‌سازان، به‌ویژه فیلم‌سازان جوان باشد تا تولید کنند و دیده شوند. جشنواره‌هایی از این دست، اگر در مسیر درست حرکت کنند و مسئله «سینما» و «هویت» را حفظ کنند، آثار و نتایج قابل توجهی به همراه خواهند داشت.

روز اول جشنواره که در فرهنگسرای طوبی بندرعباس برگزار شد، با استقبال مناسبی همراه بود و موفق شد هنرمندان و علاقه‌مندان را گرد هم آورد و مخاطبان را به تماشای فیلم‌ها بنشاند. بی‌تردید، تماشای فیلم، گفتگوها و ارتباطاتی که در این جشنواره‌ها شکل می‌گیرد، تأثیر مثبتی بر فضای سینمایی خواهد داشت. برگزاری کارگاه‌های تخصصی نیز از جمله نقاط قوت جشنواره است که ارزش آن را دوچندان می‌کند. با این حال، همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، نقدهایی به نحوه برگزاری این رویداد وارد است.

نخستین نقد جدی، به حضور فیلم‌هایی بازمی‌گردد که تهیه‌کننده آن‌ها «دبیرخانه جشنواره» یا یکی از اعضای تیم اجرایی و انتخاب آثار بوده‌اند! این موضوع، اصل اول و بدیهی هر جشنواره‌ای را زیر سوال می‌برد. چگونه ممکن است تهیه‌کننده اثری، هم‌زمان عضو هیئت انتخاب باشد؟ چگونه دبیرخانه می‌تواند از برخی فیلم‌سازان حمایت کند و آثار آن‌ها را در رقابت با فیلم‌های مستقل دیگر قرار دهد؟ پس تکلیف فیلم‌سازانی که مستقل و بدون حمایت فیلم ساخته‌اند چه می‌شود؟ رقابت میان فیلم‌های خاص و سایر آثار، اصل بی‌طرفی جشنواره را خدشه‌دار می‌کند.

از دیگر موارد قابل نقد، تعداد بالای آثار پذیرفته‌شده در جشنواره است. طبق اطلاعات منتشر شده، ۱۴۷ اثر به دبیرخانه ارسال شده که ۱۱۵ فیلم به بخش رقابت راه یافته‌اند. این حجم بالا، بدون شک چالش‌برانگیز است؛ چنان‌که در روز نخست نیز دیده شد. نمایش این تعداد فیلم، مخاطب را خسته و دل‌زده می‌کند، و برای منتقدان هم فرصت تحلیل و نقد جدی فراهم نمی‌شود. از آنجا که فیلم‌ها ۱۲۰ ثانیه‌ای هستند، امکان دارد اسامی کارگردان‌ها و آثار اشتباه گرفته شود، و روند نقد دچار اختلال شود. طبیعی‌ست که حافظه هیچ‌کس یارای نگهداری این حجم فیلم برای نقد تخصصی را ندارد.

جای تأسف است که برخی آثار نمایش‌داده‌شده حتی از کیفیت لازم برای حضور در جشنواره برخوردار نبودند، تا جایی که بعضی فیلم‌سازان نیز از انتخاب اثرشان متعجب بودند، چرا که خود نیز از سطح کیفی اثرشان آگاه بودند. این موضوع نشان می‌دهد که جشنواره در گزینش آثار، بیش از اندازه تساهل داشته است.

جلسه نقد و بررسی نیز با کندی پیش رفت و مخاطبان را خسته کرد. بحث‌های حاشیه‌ای بی‌ربط به آثار، فضای جلسه را غیرحرفه‌ای کرد و مدیریت ضعیف برگزارکنندگان کاملاً مشهود بود.

حضور اندک فیلم‌سازان در این نشست و پرداختن به موضوعات غیرتخصصی، به جای تمرکز بر خود فیلم‌ها، آسیبی جدی به این بخش وارد کرد. نقد فیلم باید بر اثر متمرکز باشد، چرا که مخاطب با خود فیلم مواجه است و قرار نیست چالش‌های شخصی یا بی‌تجربگی فیلم‌ساز توجیه‌گر کاستی‌های اثر باشد. برای مخاطب، نام و سابقه کارگردان اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، کیفیت اثر است. اما متأسفانه شاهد آن بودیم که برخی منتقدان بیشتر به زندگی شخصی فیلم‌ساز پرداختند تا تحلیل اثر او، که این رویکرد، به هیچ‌وجه حرفه‌ای و قابل قبول نیست.

در جریان جلسه نقد، پرسشی در میان برخی هنرمندان مطرح شد مبنی بر اینکه چه کسانی عضو هیئت انتخاب آثار بوده‌اند. متأسفانه پاسخ عوامل اجرایی به این پرسش، با رفتاری غیرحرفه‌ای و چالش‌برانگیز همراه بود که تنها با فشار جمع، به برخی از ابهامات پاسخ داده شد.

یکی از نکات بسیار منفی در روند برگزاری، واکنش عوامل اجرایی به انتقادها بود. آن‌ها به جای پذیرش نقد، در برابر هنرمندان و مخاطبان ایستادند و از خود دفاع کردند؛ آن هم نه با منطق، که با رفتار توهین‌آمیز. گفته شد: «اینجا دیکتاتوری است، جشنواره ما همین است، اگر ناراضی هستید نیایید، فیلمتان را ببرید!» این نوع ادبیات، به هیچ‌وجه در شأن یک جشنواره فرهنگی نیست. سینما متعلق به همه ماست، نه قشری خاص یا افراد برگزارکننده. کسی که در جایگاه مسئولیت قرار دارد، موظف است با بی‌طرفی و احترام، جشنواره را مدیریت کند، نه با ایدئولوژی شخصی و رفتار دافعه‌برانگیز.

از دیگر نقدهای جدی به جشنواره، مسئله پخش آثار بود. صفحه‌نمایش، از نظر کیفیت و سایز، اصلاً در حد و اندازه جشنواره نبود. این در حالی‌ست که با وجود محدودیت‌های فنی، تنظیم سایز پخش، مسئله‌ای قابل حل است. افزون بر این، پخش برخی فیلم‌ها با واترمارک رخ داد؛ آن‌هم نه فقط یک فیلم، بلکه چندین فیلم. این سهل‌انگاری، نشانه‌ای از عدم توجه به اصول اولیه برگزاری جشنواره است. چنین مواردی شاید جزئی به نظر برسند، اما از نگاه حرفه‌ای، بسیار مهم و تعیین‌کننده‌اند.

وقتی برگزارکنندگان با صدای بلند فقط دیدگاه خود را به کرسی می‌نشانند و نقدها را نمی‌پذیرند، عملاً همه‌چیز را زیر سوال می‌برند. بسیار مهم است که پیشکسوتان و مسئولان فعلی، که تجربیات بیشتری دارند، در رفتار و گفتار خود بازنگری کنند. شما که امروز در جایگاه هدایت قرار دارید، باید مشوق و حامی نسل جدید باشید، نه آن‌که با تحقیر و توهین، آن‌ها را از میدان به در کنید.

شکاف میان نسل‌ها به اندازه کافی وجود دارد، اما نباید آن را عمیق‌تر کرد. وقتی صحبت از پدر بودن و بزرگ‌تر بودن می‌کنید، باید در عمل هم همان‌قدر حمایتگر باشید.

ادبیات نادرست برخی از مسئولان نیز درخور جایگاه آن‌ها نبود. هنرمند، نمی‌تواند با زبان کوچه و بازار سخن بگوید و انتظار احترام داشته باشد. این‌گونه سخن گفتن، تنها موجبات تمسخر و بی‌اعتباری جشنواره را فراهم می‌کند.

در پایان، یادمان نرود که اگر کسی نقدی می‌کند یا پرسشی دارد، از سر عشق به سینماست و دغدغه ارتقای آن را دارد. جشنواره‌ای که داوری چون سیف‌الله صمدیان را در کنار خود دارد – کسی که سال‌ها با عباس کیارستمی همکاری کرده – نباید به حاشیه رانده شود. متأسفانه، چنین حاشیه‌هایی است که باعث شده سینمای هرمزگان همچنان عقب‌مانده و بی‌صدا باشد. فیلم‌سازان جوان و مستقل، دل‌زده می‌شوند، جشنواره‌ها را ترک می‌کنند و آثارشان را در شهرهای دیگر نمایش می‌دهند، در حالی که مخاطبان دیار خود از دیدن آن‌ها محروم می‌مانند.

نکنید آقایان! سینما هنری‌ست بزرگ و شریف، آن را کم‌مایه نکنید.