وقتی مادری پشت ترافیک جا میماند
به گزارش تجارت جنوب آنلاین از قزوین ، مادران شاغل هر روز میان خانه و جامعه در رفتوآمدند؛ با دغدغههایی که نه در تقویم کاری ثبت میشود و نه در ساعت حضور و غیاب. آنها در مسیر بازگشت از محل کار، همزمان به جلسههای کاری پایاننیافته و صدای کودکانی فکر میکنند که ساعتها در مهدکودک یا کنار دیگران منتظر ماندهاند.
این دوگانگی، بخشی از زندگی روزمره زنانی است که مادری را با مسئولیتهای اجتماعی گره زدهاند. وقتی مادری پشت ترافیک جا میماند، فقط دیر رسیدن به خانه نیست؛ لحظههایی از تربیت، ارتباط و آرامش از دست میرود. گزارش پیشرو روایتی است از مادرانی که در ازدحام شهر و فشار نقشها، تلاش میکنند تعادلی میان کار، خانواده و عشق مادری حفظ کنند.

مادری در سایه کمبود زمان
اگرچه بسیاری از صاحبنظران بر نقش هر دو والد در تربیت کودک تأکید دارند، اما برای مادران به دلیل وابستگی عاطفی عمیقتر و نقش محوری در تأمین نیازهای روحی کودک، سهم ویژهای قائلاند.
کارشناسان معتقدند ارتباط محدود مادر با فرزند، بهویژه در سالهای نخست زندگی، میتواند پیامدهای منفی در رشد عاطفی کودک بر جای بگذارد.
مهسا یکی از همین مادران شاغل است. او میگوید: هر روز صبح مجبورم کودک دو سالهام را حتی در سرمای شدید هوا از خواب بیدار کنم و به والدین یا مهدکودک بسپارم. وقتی عصر به خانه میرسم، فرزندم بعد از چند ساعت جنبوجوش در مهدکودک به خواب میرود و من فقط نفس کشیدن او را میبینم.
این دغدغه تنها مختص مادران نیست. محمد که پدر دو کودک چهار و هفت ساله است، میگوید: از آنجا که همسرم شاغل است، عملاً فقط دو روز در هفته میتوانیم روی تربیت فرزندان تمرکز کنیم و این زمان کافی نیست.
لیدا نیز با شرایطی مشابه معتقد است: وقتی کنار فرزندم هستم، همه امور تربیتی را کنترل میکنم، اما زمانی که چند ساعت از او دور میشوم، نمیدانم چه چیزی یاد میگیرد.
تربیت فرزند؛ حلقه فراموششده دکتر فرزانه صمدی، استاد جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، با اشاره به پیامدهای اشتغال مادران میگوید: بسیاری از بانوان شاغل امروز با مشکلات جدی در تربیت فرزند روبهرو هستند و همین مسئله نگرانیهایی را به همراه داشته است.
به گفته او، بخش مهمی از تربیت کودکان به محیطهایی مانند مهدکودک یا خانواده گسترده واگذار شده و خستگی مادران پس از ساعات کاری، گاه به نوعی رهاشدگی تربیتی منجر میشود.

مهدکودک؛ ضرورت یا جایگزین ناقص
حمیدرضا خانمحمدی، جامعهشناس و مددکار اجتماعی، نیز با اشاره به تغییر ساختار جوامع میگوید: در شرایط امروز، بسیاری از زنان تحصیلکرده ناچارند برای چند ساعت فرزندان خود را به مهدکودک بسپارند.
او تأکید میکند: مهدکودکها تنها بخشی از وظایف والدین را انجام میدهند و حضور طولانیمدت کودکان در این مراکز میتواند پیامدهایی مانند اضطراب، استرس و کاهش اعتمادبهنفس به همراه داشته باشد؛ هرچند برخی مهدکودکها با برنامههای آموزشی مناسب میتوانند در رشد اجتماعی کودکان نیز مؤثر باشند.
اشتغال زنان؛ حق یا اجبار؟
فاطمه عسگری، پژوهشگر و فعال حوزه زنان و خانواده، استقلال اقتصادی را حقی مسلم برای زنان میداند و میگوید: این حق با نقش مادری از بین نمیرود، او معتقد است به جای تشویق صرف زنان به حضور در بازار کار، باید سازوکارهای قانونی و فرهنگی برای تضمین حقوق مالی زنان در ایام زوجیت و سایر حقوق اقتصادی فراهم شود تا زنان بتوانند در کنار رشد فردی، نقشهای مادری و همسری را نیز بهدرستی ایفا کنند.
به گفته عسگری، اشتغال تماموقت در برخی موارد بهویژه برای مادران میتواند چالشبرانگیز باشد، چرا که زمان زیادی را از آنان میگیرد. او تأکید میکند: در بسیاری از موارد، اشتغال بهجای یک انتخاب آزادانه، به نوعی تحمیل اجتماعی تبدیل شده و زنان را میان استقلال مالی و حضور مؤثر در خانواده بر سر دوراهی قرار میدهد.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه کیفیت رابطه مادر و فرزند تنها به کمیت زمان وابسته نیست، میگوید: مادری که خسته از کار روزانه به خانه میرسد، بهسختی میتواند مهر و ارزشهای فرهنگی را منتقل کند. برای ایفای درست نقش مادری، زنان نیازمند رشد فردی و توانمندسازی هستند.
عسگری بسیاری از آسیبهای اجتماعی را نتیجه برهمخوردن نظم نقشهای خانوادگی و فقدان زیرساختهای حمایتی میداند و تأکید میکند: بدون حمایتهای فرهنگی و قانونی، نهتنها زنان بلکه کل خانواده و در نهایت جامعه متضرر خواهد شد.

ره آورد :
تربیت فرزند، یکی از پرافتخارترین و در عین حال دشوارترین مسئولیتهای والدین در زندگی امروز است. مادران شاغل، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایتهای اجتماعی، قانونی و فرهنگی هستند تا بتوانند میان خانه و جامعه تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که نهتنها به نفع مادران، بلکه به سود کودکان و آینده جامعه خواهد بود.



















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0