ضرورت بازخوانی تاریخ و دانش بومی در شناخت میراث معماری قزوین

قزوین - پژوهشگر و نویسنده کتاب «قزوین در بستر فلات ایران» بر ضرورت بازنگری در شیوه شناخت تاریخ و بناهای تاریخی این استان تأکید کرد و گفت: برای درک دقیق قزوین، نباید صرفاً به زمان پایه‌گذاری شهر توجه کرد، بلکه باید روند شکل‌گیری آن، چرایی ایجاد این پایگاه و دانش و فناوری به‌کاررفته در ساخت آن را در بستر تاریخی و تمدنی منطقه بررسی کرد.
به گزارش تجارت جنوب آنلاین از قزوین، مهندس مهرزاد پرهیزگاری در نشست تخصصی «قزوین را بشناسیم و به جهانیان معرفی کنیم» با ارائه بخشی از یافته‌های پژوهشی خود اظهار کرد: هنگامی که از قزوین به عنوان یک «شهر» یاد می‌کنیم، ابتدا باید مفهوم شهر در دوره‌های مختلف تاریخی را بشناسیم و سپس بررسی کنیم که قزوین در زمان شکل‌گیری، تا چه اندازه واجد ویژگی‌های یک شهر بوده است.
وی با اشاره به جایگاه قزوین در دوره ساسانی افزود: قزوین در آن دوره بیش از آنکه یک شهر به معنای امروزی باشد، نقشی راهبردی در حفاظت از مرزها و مسیرهای ارتباطی داشته است. دولت ساسانی برای حفظ انسجام سرزمینی و مقابله با تهدیدهای مرزی، مجموعه‌ای از پایگاه‌ها و استحکامات را در نقاط حساس ایجاد کرد و قزوین نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در زمره این پایگاه‌ها قرار گرفت.
پرهیزگاری ادامه داد: قرار گرفتن قزوین در مسیر یکی از راه‌های مهم ارتباطی شرق و غرب و نزدیکی به دامنه‌های البرز و مناطق محل سکونت اقوام دیلم، از عوامل مهم توجه به این منطقه بوده است. بنابراین، شکل‌گیری قزوین را باید در ارتباط مستقیم با امنیت راه‌ها، حفاظت از مرزها و موقعیت استراتژیک منطقه تحلیل کرد.
وی در ادامه با طرح این پرسش که چه دانش و فناوری‌ای در ساخت این استحکامات به کار گرفته شده است، گفت: احتمالاً ساخت این پایگاه‌ها صرفاً متکی به معماران اعزامی حکومت نبوده و از ظرفیت معماران و مهندسان بومی نیز استفاده شده است؛ افرادی که دانش و فناوری معماری منطقه را که ریشه در هزاران سال پیش داشت، به دوره‌های بعد منتقل کرده بودند.
این پژوهشگر با اشاره به یافته‌های باستان‌شناسی دشت قزوین و محوطه‌هایی همچون «تپه قبرستان» تصریح کرد: بخشی از شیوه‌های معماری و ساخت‌وساز مورد استفاده در دوره‌های تاریخی، ریشه در دانش و تجربه جوامع ساکن فلات ایران در دوره‌های پیش از تاریخ دارد. فناوری‌هایی مانند استفاده از سازه‌های چینه‌ای و برخی الگوهای فضایی معماری، با وجود گذشت هزاران سال، تا دوره معاصر نیز در معماری بومی استمرار داشته‌اند.
وی تأکید کرد: این تداوم نشان می‌دهد که برای شناخت معماری تاریخی قزوین، باید به جای نگاه صرفاً مقطعی، زنجیره انتقال دانش معماری از نسل‌های گذشته به دوره‌های تاریخی و سپس دوران معاصر را مورد توجه قرار داد. پرهیزگاری همچنین با اشاره به تحولات قزوین پس از ورود اسلام به ایران اظهار کرد: قزوین پس از فتح نیز برای چند قرن همچنان موقعیتی مرزی و راهبردی داشت و با توجه به افزایش جمعیت و مهاجرت گروه‌های مختلف به منطقه، ساختار اولیه آن به تدریج گسترش یافت و از یک پایگاه نظامی به یک سکونتگاه و شهر با ساختار اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تر تبدیل شد.
نویسنده کتاب «قزوین در بستر فلات ایران» در پایان خاطرنشان کرد: شناخت قزوین تنها شناخت چند بنا و اثر تاریخی نیست، بلکه شناخت یک روند چند هزار ساله از شکل‌گیری سکونت، معماری، فناوری، راه‌های ارتباطی و تحولات اجتماعی در این منطقه است و توجه به این پیوستگی تاریخی می‌تواند نگاه ما را به میراث معماری و فرهنگی قزوین عمیق‌تر و دقیق‌تر کند.