وقتی ملتی از دل بحران قد میکشد
به گزارش تجارت جنوب آنلاین – فاطمه رکن الدینی؛ حمله غافلگیرانهای که در روز بیستوسوم خرداد به خاک ایران صورت گرفت، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ آزمونی بزرگ برای روحیه جمعی ملتی بود که بارها در بزنگاههای تاریخی نشان دادهاند چگونه از دل تهدید، انسجام میسازند و از میان آوار حمله، دوباره قد میکشند. تجاوز حسابشدهای که با هدف ایجاد شوک روانی، سرگشتگی اجتماعی و تضعیف اراده عمومی برنامهریزی شده بود، در نهایت به نقطهای خلاف انتظار دشمن ختم شد: ایران، برخلاف محاسبات مهاجمان، در کمترین زمان ممکن توانست خود را بازیابد، آرایش دفاعی را بازسازی کند و پاسخی قاطع و بهیادماندنی ارائه دهد.
این بازگشت سریع از شوک اولیه، بهخودیخود نشانگر بلوغ اجتماعی و تجربه تاریخی ملتی است که زخمهای گذشته را به سرمایههای امروز تبدیل کرده است. جامعهای که در سختترین لحظات، واکنش طبیعیاش فروپاشی نیست؛ بلکه بهسرعت در پی ترمیم، انسجام و اقدام برمیآید.
جنگ فرسایشی؛ میدان دوم نبرد
اما هر نبردی سرفصلهایی دارد که در میدان نظامی خلاصه نمیشود. دشمن پس از ناکامی در ضربه نخست، معمولاً به سراغ استراتژی فرسایشی میرود؛ همان حربهای که بر تحلیل روانی جامعه و ایجاد خستگی و اضطراب جمعی استوار است. تجربه روزهای اخیر نشان داد که این ترفند نیز در برابر مردم ایران کارایی ندارد. در حالی که انتظار میرفت تداوم فشارها به فرسایش روحیه عمومی بینجامد، برعکس، شاهد تقویت همدلی، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای روحیه ملی بودیم.
این ظرفیت اجتماعی دقیقاً همان نقطهای است که قدرت بازدارندگی یک کشور را تثبیت میکند؛ نقطهای که دشمن نه در میدان نظامی، بلکه در میدان روانی شکست را لمس میکند.
در این میان، موضوع دیگری نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: انتشار گسترده و گاه بیرویه تصاویر خشن جنگ. اگر حملات نظامی به بدن جامعه آسیب میزند، گردش بیوقفهی تصاویر خشونت میتواند روان جامعه را زخمی کند. باید پذیرفت که کودکان، نوجوانان و سالمندان – و حتی بسیاری از بزرگسالان – تاب مواجهه پیدرپی با این صحنهها را ندارند. هر تصویر میتواند اضطرابی زیر آستانهای ایجاد کند؛ اضطرابی که شاید دیده نشود، اما در ناخودآگاه جای میگیرد و آرامش جمعی را فرسایش میدهد.
در چنین شرایطی، مسئولیت ما فراتر از یک واکنش احساسی است. پرهیز از بازنشر این تصاویر نهتنها اقدامی برای محافظت از خود و خانواده است، بلکه مشارکت در حفظ سلامت روانی جامعه نیز محسوب میشود. دشمن به خوبی میداند که جنگ رسانهای، یار دوازدهم اوست؛ اگر ما بیمحابا محتوای خشونتزا را منتشر کنیم، ناخواسته به مأموریتی کمک کردهایم که هدفش تهدید روانی شهروندان است.
تجربهای که هنوز زنده است
نسلهایی که طعم جنگ را چشیدهاند، خوب میدانند که روزهای نخست هر حملهای با سردرگمی، اضطراب و آشفتگی همراه است. اما همین نسلها نیز شهادت میدهند که ایران هر بار توانسته است از دل همان آشوب اولیه، نظمی تازه بسازد. تجربه هشت سال دفاع، تنها یک وقایعنگاری تاریخی نیست؛ گنجینهای است که امروز نیز در لحظههای حساس، کارآمدی خود را ثابت میکند.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نشان داد که حافظه جمعی یک ملت میتواند بزرگترین سرمایهاش باشد؛ سرمایهای که امکان میدهد تهدید اولیه مدیریت شود، ترسها جای خود را به همبستگی دهند و کشور با آرامشی عمیقتر به آینده نگاه کند.
امروز، در کنار تلاشهای بیوقفه نیروهای نظامی، امنیتی و امدادی، هر یک از ما مسئولیتی روشن داریم: حفظ آرامش، تقویت امید، مراقبت از سلامت روان خانواده و پرهیز از بازتولید اضطراب اجتماعی. این روزها، روزهایی است که باید به هم کمک کنیم تا زندگی به مسیر طبیعی خود بازگردد؛ روزهایی که هر حرکت کوچک ما میتواند به استحکام وحدت ملی و پایداری روحیه جمعی کمک کند.
پیروزی تنها در میدان نبرد رقم نمیخورد؛ پیروزی واقعی آنجاست که ملتی در برابر تهدید، نه میترسد، نه میپاشد، بلکه محکمتر میایستد. و امروز، ایران دقیقاً چنین ملتی است.

















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰